تازه ترین
خانه » اخبار » دقایقی با یک خادم حرم علوی/من با امامم خداحافظی نمی‌کنم
دقایقی با یک خادم حرم علوی/من با امامم خداحافظی نمی‌کنم

دقایقی با یک خادم حرم علوی/من با امامم خداحافظی نمی‌کنم


گروه اجتماعی ـ اولین جایی که برای خادمی رفتم برای گنبد حرم حضرت علی علیه السلام بود. وقتی رفتم دیدم این کار یک آداب خاصی دارد. کفش‌هایی را به تو می‌دادند که باید با آنها روی گنبد راه بروی. اما من نتوانستم آنها را پا کنم، گنبد برای من مقدس بود.
به گزارش ایکنا از خوزستان، بعضی ها، بهترین خاطره عمرشان نجف است، حرم حضرت امیرالمؤمنین. دست خودشان هم نیست، بعضی وقت ها دلشان می رود نجف. می روند توی خلسه ای به خودشان که می آیند، انگار از زیارت آمده اند. یک بار رفته اند حرم و برگشته اند، اما مثل آدرس خانه پدری که وقتهای دلتنگی بی آنکه بدانی به سمتش می روی، می بینند دلشان رفته نجف، حرم صدایشان می کند.

چه قدر خوب است که ما خانه داریم، خانه ای که خانه تر و کاشانه تر از همه خانه و کاشانه ها است، حرم آقایمان، علی. حرمی که دل خداحافظی از آن را نداریم، بی خداحافظی می آییم و قول می گیریم، زود زود برگردیم.

بعضی ها، از ما خوشبخت ترند. خوشبخت ترند چون بیشتر از همه ما در سایه حرم تو درنگ کرده اند و در خانه ات نفس کشیده اند. خادمی کرده اند برایت.

مکی یازع از خادمان حرم‌های اهل‌بیت(ع) است؛ کسی که بیش از یک سال در جوار حرم خدمت کرد و در متن زیر از لحظه های خوبش در حرم امیرمؤمنان علیه السلام برای ما گفت:

این خادم حرم حضرت علی علیه السلام در گفت‌وگو با ایکنا از خوزستان، گفت: شهادت مولا حضرت امیرالمؤمنین(ع) را تسلیت عرض می‌کنم. توفیقی داشتم برای گنبد حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و ساخت قاطع‌های حرم در جوار مرقد آقا امیرالمؤمنین علیه السلام خدمت کنم، چیزی نزدیک یک سال در پروژه گنبد و حدود ۴۵ روز برای نصب قاطع ها در حرم خدمت کردیم.

کارکردن در حرم حال عجیبی بود، خدا شاهد است وقتی روی گنبد کار می‌کردیم با بچه‌های استان و شهرهای دیگر؛ تهران، خرم آباد، اصفهان، مشهدی‌ها و کرمانی‌ها و … هر کس هر مشکلی داشت می‌گفتیم: «مشکل‌گشا خودش است»، یعنی هر مشکلی داری به خودش بگو. در جوار خود آقایی.

روزی صد هزاران ملائکه در روز به نوبت این گنبد را زیارت می کنند، ما توفیق داشتیم کنار این گنبد، در جوار آقا امیرالمؤمنین کار کنیم، این توفیق است. خدا شاهد است، هر کس مشکلی داشت، مشکلش حل می شد، کسی نبود که دست خالی از بارگاه امیرالمؤمنین(ع) که به آن خدمت می کرد برگردد.

یادم است یکی از بچه‌های اهواز که با ما کار می‌کرد، دخترش بچه‌دار نمی‌شد. گفتم: «تو کنار مشکل‌گشای عالم هستی. کجا می‌خواهی بروی؟ از خودش بخواه» و همین هم شد. خدا گواه است که مشکلش حل شد و آن روز همه ما خیلی خوشحال بودیم.

می خواهم بگویم ما هر چه داریم از اهل‌بیت(ع) است. وقتی کنار ضریح امام کار می‌کردم برای ما عجیب بود، در پروژه نصب قاطع های حرم، عراقی ها می گفتند این کار سه چهار ماه طول می کشد، ولی بچه ها شب و روز کار کردند، خستگی در وجودشان نبود، به عشق حضرت آقا امیرالمؤمنین کار می کردند. به هر کس می گفتیم شب هم می خواهیم کار کنیم، می گفت من هم می آیم. بچه‌ها می‌گفتند «خوابیدن را بگذاریم برای بعد، اینجا خوابیدن حرام است، وقتی در جوار امیرالمؤمنین هستیم و راحت کار می کنیم» ما کنار خود حضرت هستیم. حاضر بودند شب‌ها را نخوابند ولی از حرم آقا جدا نشوند. ما توفیق پیدا کردیم کنار حرم آقا امیرالمؤمنین کار کنیم و ان شاالله تکرار شود و تمام عزیزانی که عشق این خاندان را دارند، بتوانند در جوار حرمشان کار کنند.

اولین جایی که برای خادمی رفتم برای گنبد حرم حضرت علی علیه السلام بود. وقتی رفتم دیدم این کار یک آداب خاصی دارد. کفش‌هایی را به تو می‌دادند که باید با آنها روی گنبد راه بروی. اما من نتوانستم آنها را پا کنم. رفتم جوراب روفرشی خریدم. گنبد برای من مقدس بود. هر جوراب را هم یک روز استفاده می‌کردم. روز بعد جوراب دیگری می‌خریدم و هر روز به نیابت از یکی از عزیزان و دوستان و همکارانم روی گنبد می‌رفتم و هدیه می دادم به آنها و یا کسانی که برای گنبد پول جمع کرده بودند. برایم سخت بود کفش پایم کنم. حرمت آن فضا زیاد بود.

برای قاطع ها هم کفش‌های مخصوص به ما دادند، اما باز هم جرأت نمی‌کردم کفش بپوشم. اطراف حرم ها برای من حرمت داشت.

من حرم حضرت زینب(س) هم کار کردم. این حرم‌ها خیلی برایم مقدس است. سعی می‌کنم آنجا لباسی بپوشم که کمتر پوشیده‌ باشم. لباس کارم در تمام حرم‌ها را در خانه نگه داشته‌ام و برای هر حرم لباس مخصوص آن را گذاشته ام. می خواهم بگویم هر بار بروم برایم تازگی دارد.

وقتی کار تمام می‌شود از خودشان می‌خواهم، دعا می کنم و می‌گویم «من با شما خداحافظی نمی کنم، دعا کنید برگردم.» همین طور هم می شود.

حدود هفت، هشت ماه در حرم حضرت زینب(س) کار کردم، حرم امام حسین(ع) کار کردم. سامرا کار کردم. کار در حرمها خیلی برایم لذت دارد. همیشه از خودشان می خواهم که نظرشان از من برنگردد، همیشه در راه اهل بیت(ع) باشم و هیچ وقت جدایی بین من و آنها نباشد، از خدا خواستم.

یک روز در حرم حضرت علی(ع) برای نصب قاطع‌ها، زمین را کندیم و رسیدیم به تربت حرم. عراقی‌ها می‌گفتند این تربت است، کسی حق ندارد از این تربت‌ها ببرد. با آنها صحبت کردیم گفتیم این بچه‌ها متبرع هستد، دارند کار می کنند، فقط به ما اجازه دادند از تربت بداریم. اینقدر برای ما برای ما لذت داشت که فراموش نمی کنیم.

ان‌شاءالله حرمت این روزها را که شهادت مولا است، نگه داریم.

منبع:ایکنا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد




ارسال